در تراس رو که باز کردم پرید.. اول فکر کردم کبوتر... نشست لبه تراس  و دیدم که این خوشگله یه پرنده دیگست....

اومد کنار پنجره نشست و خودش رو نگاه کرد.. وایستادم و نگاهش کردم . یه مدت که گذشت دیدم نمی تونه بره  فکر کنم هنوز کوچیکه و باید بزرگتر و قوی تر شه و از اونجا که سابق جوجه گنجشک بزرگ کردن و رها کردن داشتم گرفتم آوردمش تو خونه..

چند روزه   بهش غذا می دم دخترم شده مطمئن نیستم ولی فک کنم یه نوع زنبور خوار! شاید ماهی بخوره! میوه و برنج و نون که خیلی دوست نداره ! ولی خوب باید یه چیزی بخوره ... غذا دادن بهش خیلی فوق العادست.

بالهاش واقعا خوشرنگن آبی نیلی و لاجوردی ای که رنگ بی نظیری داره

هر وقت که بتونه خوب پرواز کنه آزادهلبخند